کسب و کار با عواطف و احساسات

emotions

کسب و کار با عواطف و احساسات !!؟؟

آیا عبارت “این جزئی از تجارت است” یا ” این فقط کسب وکار است” را چقدر در گفت وگو های تصمیم سازان بی احساس شرکت ها شنیده اید؟

شاید هزاران نفر در جایی اخراج یا یک عرضه کننده با یک رقیب جایگزین شده است. ما بدون سوال می پذیریم که جایی برای عواطف در کسب و کار نیست. هرچند عواطف جایی را خود پیدا می کند):

اکنون علم اعصاب و روان نشان می دهد که عواطف نقش بزرگ تری از آنچه که ما اهمیت می دهیم دارد.

The Business of Emotion

← تعهد عاطفی

به اسلاید های پاورپوینت دقت کرده اید که بعد از یک ساعت فراموش می شوند؟ حقیقت این است که شما تعهد عاطفی ندارید. شما چیزی را احساس نمی کنید (نه هیجانی، نه شادی، نه لذت و نه ارتباط)

اولا و مهم تر این که ما انسان هستیم و نقش ما به عنوان کارمند در مرحله دوم قرار دارد. روشی که ذهن ما کار می کند به این معنی است که بدون این ارتباطات احساسی، اطلاعات به نظر نمی رسد که نگه داشته شود.

چرا ما جایی که در آن خبر فوت پرنسس دیانا یا برخورد هواپیماها به مرکز تجارت جهانی را شنیده ایم به خاطر داریم؟ این دو تجربه نه به دلیل تکرار مکرر آن در رسانه ها و در ذهن ماست بلکه برای بیشتر مردم تجربیاتی عاطفی هستتند.

البته عقلانی بودن گاهی خوب است ولی اگر می خواهیم یک محیط کاری که عملکرد بهتر را ترغیب می کند بسازیم باید یک سوی عاطفی که همیشه حاضر است را پرورش دهیم.

← کارکنان بدون تعهد

بخشی از چالش هدایت در زمان دهه هشتادی ها خلق یک محیط کاری سازنده تعهد است. این امر ما را فراتر از مدیریت بازرگانی سنتی می برد که معتقد است محیط کار کاملا تصمیم سازی عقلانی است وشامل ذهنیت این عبارت “این فقط تجارت است” می شود.

محل کار بدون تعهد جاهایی هستند که رضایت شغلی در آن پایین است، آمار جایگزینی بالاست، سطح تعهد به شرکت پایین است، سطح راندمان از حد معمول پایین تر است (آیا این آشنا به نظر می رسد؟)

تغییر این وضعیت خیلی آسان نیست ( اما پاسخ آن در سطح عاطفی است ) برای بهشت کسب و کار که در آن همه چیز منطقی و عقلانی است و همه بهترین تصمیم ها را می گیرند. لازم نیست بگوییم که چنین چیزی واقعا وجود ندارد.

شرکت های در حال پیشرفت مانند گوگل این را می دانند و در حال ساخت محیط های کاری که به تفکر نوآورانه، آزادی بیان، ارتباط با دورنمای شرکت و احساس یاری رساندن بیشتر اجازه مطرح شدن می دهند.

وقتی افراد احساس تعهد و شادی در شغل خود داشته باشند آن را بهتر انجام می دهند و این به مشتریان هم رخنه خواهد کرد.

← عواطف رهبری

رهبری به تنهایی به شدت با نیروی عاطفی هدایت می شود. علم اعصاب و روان نشان می دهد که مغز انسان دو سیستم اصلی دارد. یک سیستم ابتدایی لیمبیک که از عواطف، رفتار و حافظه بلند مدت پشتیبانی می کند و یک سیستم عالی تفکر که مسئول تفکر منطقی و تصمیم گیری است.

در حالی که هر فرد هر دو سیستم را دارد، نفوذ نسبی هر یک بر دیگری در تعیین رفتار و تصمیم گیری ما مهم است. کسی که اغلب در حالت ترس یا اضطراب کار می کند بیشتر به وسیله سیستم لیمبیک هدایت می شود، که تولید کننده پاسخ های عاطفی است که ممکن است تقریبا مانند واکنش ها خود را نشان دهد، کسی که قادر است خود را از حالت عاطفی دور کند و وقتی برای تفکر عمیق پیدا کند به وسیله سیستم دوم هدایت می شود. رهبران باید در تغییر وضعیت دادن از یک سیستم به دیگری در زمان مورد نیاز ماهر باشند.

افرادی که می گویند“من چه فکری می کردم؟” را اگر با لحاظ کردن موضوع بالا نگاه کنیم بیشتر درک می کنیم. تصمیمات ضعیف و غیر عقلانی که ما گرفته ایم اغلب نتیجه ترس، اضطراب یا دیگر عواطف است که قضاوت ما را غیر شفاف می کند.

← تصمیمات بدون عواطف غیر ممکن هستند.

لازم است به یاد داشته باشیم تصمیمی که کاملا بدون عواطف گرفته شود یک استدلال غلط است.عواطف علائم ضروری مسیر عملکرد هستند (هر چیزی از فیلتر احساسات و سیستم حافظه ما عبور می کند). آزمایشاتی بر روی افرادی که مغزشان آسیب دیده است و قادر به یادآوری و احساس نیستند انجام شده است (آن ها قادر به تصمیم گیری نیز نبوده اند)

بنابراین عواطف در کسب وکار حیاتی هستند همان گونه که در سایر جنبه های زندگی مهم هستند. سوی منطقی و عقلانی نیز نقش مهمی بازی می کند  اما نه به قیمت کنار گذاشتن عواطف بلکه در کنار آن ها.

با تاکید کسب و کار بر عقلانیت، خوب است به یاد داشته باشیم که دانشمندان اعصاب و روان  تخمین می زنند که بیشتر از ۹۰ درصدرفتار ما خارج از محدوده خودآگاهی تولید می شوند.

 

منبع:  Neuropowergroup.com